روز نوشت

تا حالا چند بار بچه هات رو کُشتی؟

نوشته شده توسط سعید بهزادی

با توجه به اینکه وقت شما دوستان عزیز ارزشمند هست مستقیم میرم سر اصل مطلب.

من از سال ۸۸ وارد فضای استارتاپی شدم و در کسب و کارهای مختلفی فعالیت می کردم. هر کسب و کاری که شما راه می اندازید مثه متولد شدن یک نوزاد هست،نوزادی که باید به او آب،غذا،خوراک بدهید و حتی او را تربیت کنید،باید او را بزرگ کنید و رشد دهید.

یکی از این بچه های من سایت خلاق باش بود که تقریبا اوایل سال ۹۲ راه اندازی کرده بودم و به صورت تخصصی روی حوزه خلاقیت کار می کردم،با آزمون و خطا می رفتن جلو،دو دوره مسابقات قهرمان خلاق برگزار کردم،چند جلد کتاب و بیش از ۴۲۵۰ عضو…

یادش بخیر فرزند من تقریبا ۳ سالش شده بود و یکباره فرزند من با اشتباه خودم به رحمت خدا رفت! لابد می گویید اشتباه خودت؟

مگر چه اشتباهی کردی؟

ببینید دوستان گاهی اوقات ما اشتباهی راه میریم،گاهی اوقات راه اشتباهی میریم!

 خیلی تفاوت دارند،من فقط اشتباهی راه رفتم، خسته شده بودم چون نمیدونستم چطور انگیزه خودم را حفظ کنم،چون خیلی به قدرت ایمیل مارکتینگ پی نبرده بودم، تازه اول مسیر بودم،هنوز بچم کلاس اول نرفته بود که دلسرد شدم،هم تحربه کافی نداشتم هم اینکه مثه الان این همه منبع آموزشی و کلاس و مدرس نبود که راهنماییت کند، یادم میاید همان موقع ها هم آقای بهرام پور عزیز وب سایت خودشان را داشتند و روی آن کار می کردند،آقای بقوسیان با مدیر سبز بود،علی حاج محمدی با وردپرس ۹۸ بود،خوب من سال ۹۵ کم آوردم و برای همیشه خلاق باش را بوسیدم و کنار گذاشتم! و این بزرگ ترین اشتباه من بود وقتی همه داشتند گاز می دادند من ترمز گرفتم،من بچه خودم را با دست خودم کشتم،اگر بچه ام زنده بود الان کلاس اول بود،کلاس اول با نظام قدیم که می دانید حکم دیپلم الان را دارد!

من ترمز گرفتم، همان جایی که دوستان عزیز گاز دادند: محمد پیام بهرام پور از یک کارمند به بیش از ۴۰ کارمند رسید و خدا را شکر می کنم که مزد تلاش و زحمت خودش را گرفت چون قشنگ رشد و پیشرفتش را حس کردم،همچنین ژان بقوسیان عزیز که مرد پشت صحنه اساتید ایرانی است و به گردن همه ما حق دارد،علی حاج محمدی عزیز  که الان چندین مجموعه دارد و خدا را شکر مرد شماره یک وردپرس است. و این است همان اثر مرکب،تغییرات کوچک نتایج بزرگ…

فرق بین من و عزیزانی که موفق شدند،شاید در قدم آخر بود،پس دوستان عزیز اگر درد زایمان را تحمل می کنید و  یک بچه را به دنیا می آورید،این بچه می تواند یک کتاب،یک سایت،یک کسب و کار و حتی یک رابطه باشد،نگهش دارید او را نکشید،ولش نکنید،الان بچه من خلاق باش را به قیمت ۲ میلیون تومان(فقط دامین آن را) به من می فروشند! مگر دوران برده فروشی است!؟

الان خوشحالم که دوباره فرزند بعدی ام آکادمی خلاقیت را به دنیا آوردم،با درد زایمان زیادی که داشت،نوه آن ها یعنی کتاب قهرمان بزدل که ۵ جلدی است به دنیا آمد و دیگر نوه و نتیجه ها در حال به دنیا آمدن است و تازه ۲ ماهش است!

ممنون می شوم برام بنویسی که  تو چه مرحله ای از بارداری کسب و کارت هستی و بچه هات چند سالشونه؟

پ.ن: باز هم در ماجراهای بعدی از فرزندان زیادی که تصادف کردند،سرطان گرفتند و…. صحبت می کنم.

درباره نویسنده

سعید بهزادی

سعید هستم،خوره خلاقیت،کافی است من را در یک اتاق حبس کنید و 24 ساعت به من فرصت دهید و یک موضوع عجیب و غریب به من بدهید، فردا صبح با 100 ایده بکر و پولساز در خدمت شما هستم.(البته آب و نان هم بدهید!) http://www.academykhalagh.com

پیام بگذارید