تمام مطالب دسته بندی : روز نوشت

کمال نه کامل گرایی که مطمئنم شما هم درگیری میشی

کمال نه کامل گرایی که مطمئنم شما هم درگیری میشی

  یادمه دومین کتابم رو میخواستم بنویسم،خیلی گاو بنفش(مزیت رقابتی) توی اون در نظر گرفته بودم،میخواستم حسابی بترکونم(به قول خودمون). براتون مثال میزنم که قشنگ درکش کنی. اولین نکته ای که من میخواستم توی این کتاب اجرا کنم،به زبان ساده و خودمونی بود و اینکه محتوایی باشه که حداقل توی ۳۰۰ جلد کتاب حوزه خلاقیت نباشه! خیلی کارم سخت بود اما تونستم به زبان خودمونی این کتاب رو ببرم جلو اما این منو راضی نکرد! دومین نکته: تصمیم گرفتم شخصیت های داستانی بهش اضافه کنم،دو تا شخصیت اقا و خانم خلاق بهش اضافه کردم و در کنار خودم شدیم سه تا شخصیت برای این کتاب،خیلی کارم سخت بود ولی هر طور شده با سختی نوشتمتش! (فاصله بین گام اول و […]

اگر امروز آخرین روز عمرت باشد چه می کردی؟|به بهانه آخرین سخنرانی رندی پاش

اگر امروز آخرین روز عمرت باشد چه می کردی؟|به بهانه آخرین سخنرانی رندی پاش

اگر به شما بگویند که فقط یک سخنرانی می توانید انجام بدهید و بعد باید با این دنیا خداحافظی کنید چه می کردید؟ چه سخنرانی آماده می کردید؟و در این سخنرانی چه می گفتید؟ این متن را بخوانید: «دیوارهای بلند را نساخته اند تا مانع رسیدن ما به رویاهایمان شوند. دیوارها را ساخته اند تا با سخت کوشی و عبور از آنها، به خود و دیگران نشان دهیم که رویاهایمان چقدر برایمان مهم هستند. دیوارها مانع ما نیستند. دیوارها وجود دارند تا مانع کسانی شوند که به اندازه ی ما، رویاهایشان را دیوانه وار دنبال نمیکنند…». جملات بالا را  رندی پاش: ۴۷ ساله، دارای سه فرزند ۲ و  ۳ و ۶ ساله. استاد علوم کامپیوتر کارنگی ملون و متخصص در […]

فراوانی منبع چه بلایی سرت می آورد؟

فراوانی منبع چه بلایی سرت می آورد؟

امروز می خواهیم در مورد فراوانی منبع صحبت کنیم. این دو سناریو را تصور کن ۱- بهترین دوستت یک کتاب بهت قرض میده و میگه هر وقت خوندی بهم پس بده ۲- بهترین دوستت یک کتاب بهت هدیه میده و میگه تا روز یکشنبه ساعت ۲۳ بخون و بهم پس بده یک سوال از شما: در کدام حالت احتمال دارد کتاب را بیشتر بخوانی؟ قطعا مورد دوم.چون یک حس ضرورت و محدودیت وجود دارد. و نکته ای که مهم است این است که مثال ۱: وقتی سرما میخوری،هزاران بار به خودت قول میدی که از این به بعد دیگه خیلی بیشتر مواظب خودم هستم و بعد که خوب میشی همه چی یادت میره چون دچار فراونی سلامتی شده ای! مثال […]

چطور با نسخه برنامه دیگران شکست بخوریم؟

چطور با نسخه برنامه دیگران شکست بخوریم؟

اگه آقای خیابانی می خواست زندگی یک فرد بدون برنامه رو گزارش کنه میگفت قطعا اونی که برنامه ریزی نمیکنه محکوم به شکسته! برنامه ریزی یه جورایی مثه فانوس زیر دریا هست،همه جا تاریکه و فقط یه چیز نجات دهنده شما از این تاریکی هست،شما می تونید در تاریکی با همین فرمان بروید جلو یا می توانید با یک فانوس راه را تشخیص دهید. حالا چطور این فانوس را در زندگی استفاده کنیم؟ یک. برنامه ای که برای من خوب و منعطف هست بدرد شما نمیخوره و بر عکس،برنامه باید با  توجه به شرایط فرد نوشته شود و برنامه یه جورایی مثه مسواک شخصی هست،البته منکر این نیستم که نمی شود الگو برداری کرد اما تقلب کردن برنامه ریزی ار […]

قهرمان زندگی شما کیست؟ ۱+۵

قهرمان زندگی شما کیست؟ ۱+۵

همین الان یک کاغذ و خودکار بردارید؛پنج نفری که بیشترین ارتباط را با آن ها دارید بنویسید! خوب الان که نوشتید اجازه بدهید یک داستان را برای شما نقل کنم! یکی از اقوام دور ما که تقریبا ۱۹ سالش است را چند روز پیش ملاقات کردم،در بحبوبه صحبت هایی که انجام می داد متوجه تغییر رفتارش شده بودم،پس زمینه گوشی موبایلش عکس فوتبالیست محبوبش بود!طبق تعاریف خودش پوسترهای اتاقش سرتا سر از عکس این بازیکن بود به طوری که دیوار اتاق اصلا مشخص نبود!تمام کلیپ گل های این بازیکن را نیز در حافظه گوشیش ذخیره کرده بود و یکی یکی به من نشان داد. و می گفت این عشق منه!و اعتقاد عجیبی به شماره پیراهن این بازیکن معروف داشت!و از […]

۳۵ یا ۳۸؟سس یونانی با طعم استریپس!

۳۵ یا ۳۸؟سس یونانی با طعم استریپس!

امشب قبل از سینما رفتم فست فود غذا سفارش دادم،اگه قند تو دلتون اب نمیشه استریپس ۴ تیکه سفارش دادم،شماره فیش من ۳۵ هست،خانم منشی مجازی صدا زد ۳۵ وقتی رسیدم فیش رو تحویل دادم،گفت که قبل از شما یه اقایی اشتباهی سفارش شما برده،از قضا شماره طرف ۳۸ بود،گارسون کلی دعوا کرد باهاش مگه ۳۵ با ۳۸ یکی هست؟من گفتم یکبار دیگه پیجر رو بزن تا بشنویم و بهش گفتم بله تلفظ اخرشون تقریبا شبیه هم هست و یک لبخندی به طرف تحویل دادم،طرف هم گفت ببخشید من علاقه به سس یونانی داشتم ریختم روش،بازم گفتم اشکال نداره قابلت هم نداره تعارف کردم اومدم نشستم به خوردن دیدم واقعا من بدم میاد از سس یونانی… دو تا اتفاق اینجا […]

اسنپ،میدان انقلاب،سینما؟!

اسنپ،میدان انقلاب،سینما؟!

سکانس اول: دیروز رفتم میدان انقلاب و ۳ ساعتی در کتابفروشی ها گشتم و حاصلش شد حدود ۱۲ کتاب جذاب و دوست داشتنی!یکی از روزهایی بود که حسابی با کتاب عجین شده بودم..و اون کتاب هایی که همیشه دوست داشتم بخرم یهویی اومد تو تیر رس من!  سکانس دوم:   جهت رفع خستگی رفتم سینما، اتفاقی فیلم دلم می خواد رو دیدم بدون اینکه از محتواش اطلاع داشته باشم،۲۰ دقیقه از فیلم گذشته بود وارد سینما شدم، و در کمال تعجب دیدم فیلم در مورد یک نویسنده هست که دنیای خودش رو داره و دنیای مطلوبش با بقیه فرق داره و خلاصه میخواد کتابش رو چاپ کنه و….  سکانس سوم: اسنپ زدم به سمت فرودگاه و در کمال تعجب وقتی […]

به مکتب لی ین هو خوش اومدی!

به مکتب لی ین هو خوش اومدی!

میدونی ” لی ین هو” یعنی چه؟ اگر فکر می کنید اسم یک نفر است اشتباه می کنید،این فرد نه یک سیاستمدار هست نه یک دانشمند؛اصلا فرد نیست یک گیاه است. همه ما انتظار داریم شرایط مهیا باشه،همه چی رو به راه باشه و انوقت شروع کنیم،میخوام بهتون بگم که هیچوقت شرایط به وجود نمیاد،شما باید خود شرایط باشی و اون رو به وجود بیاری. در پرنده بودن خویش بکوشیم،تو جاده ای که هیچ اتوبوسی نمیاد منتظر ماشین نباشیم. اون گیاهی که اسمش رو اول مطلب گفتم یادتونه؟به چینی میشه لی ین هو،ژاپنی ها بهش میگن رنگه،ما ایرونی ها هم بهش میگیم نیلوفر(که انواع رنگ ها داره) حالا این نیلوفر به نیلوفر مرداب هم معروفه! یعنی این نیلوفر در مرداب […]

1 2