بازاریابی چریکی یا پارتیزانی چیست؟مثال های بازاریابی چریکی ،بازاریابی چریکی در ایران

بازاریابی پارتیزانی چیه اصلا؟

بازاریابی پارتیزانی یا بازاریابی چریکی که در انگلیسی به نام گوریلا مارکتینگ (Guerrilla Marketing) شناخته می‌شود،

یک استراتژی تبلیغاتی نامتعارف است که سعی می‌کند با حداقل هزینه مالی، بیشترین بازخورد را داشته باشد.

به عبارتی دیگر بازاریابی چریکی یعنی

استفاده از استراتژی‌هایی ارزان و خلاقانه و با استفاده از ابزارهایی غیر معمول، در جهت پیشبرد اهداف بازاریابی‌مان.

بازاریابی چریکی از کجا اومد؟

پدر علم بازاریابی پارتیزانی، «جی کنراد لوینسون» است که در سال 1984 کتابی با نام «بازاریابی پارتیزانی» را چاپ کرد که در آن ضمن معرفی این روش، تمرکزش را بر این موضوع گذاشت که چطور یک شرکت کوچک می‌تواند با بودجه کم، با شرکت‌های بزرگ‌تر رقابت کند.

بازاریابی چریکی؟

عبارت بازاریابی چریکی الهام گرفته از عملیات چریکی است و به نوعی عملیات جنگی خارج از قواعد معمول اشاره دارد که سروکار آن با تاکنیک‌های استراتژیک کوچک برای استفاده‌ی غیرنظامیان مسلح است. بسیاری از این تاکتیک‌ها شامل کمین کردن، عملیات تخریبی، حمله‌‌ی ناگهانی با نفرات کم و عنصر غافلگیری هستند. بازاریابی چریکی تا حد زیادی از همان تاکتیک‌های عملیات چریکی در دنیای بازاریابی استفاده می‌کند. سربازها در جنگ‌های چریکی یا نامنظم، از حرکات غیرقابلپیشبینی و غافلگیرکننده برای شکست دشمن استفاده می‌کنند. برای مثال، در مسیر حرکت نیروهای دشمن، کمین می‌نشینند یا در نیمه‌شب، به اردوگاه دشمن شبیخون می‌زنند.

یک نمونه ساده بازاریابی چریکی

فردی صاحب یک مغازه کتاب فروشی کوچک بود که در میان دو کتاب فروشی بزرگ و معتبر قرار داشت، روزی هنگام مراجعه به محل کار خود متوجه تابلو مغازه سمت راستی با عنوان “فروش عظیم جشن سالگرد، 50 درصد تخفیف” شد. این تابلو حتی از سردر مغازه نیز بزرگتر بود و بسیار جلب توجه میکرد. روز بعد مغازه سمت چپی نیز تابلویی با عنوان “حراج بزرگ، 60 درصد تخفیف” نصب نمود و مغازه این شخص در میان ایندو بیش از پیش محقر بنظر میرسید. صاحب این کتاب فروشی کوچک چه کاری میتوانست انجام دهد؟
از آنجایی که او یک بازاریاب چریکی بود، تابلویی متفاوت برای خود طراحی نمود و در سردر مغازه نصب نمود،رو این تابلو نوشته شده بود “در ورودی اصلی”!

3 اصل اساسی در بازاریابی پارتیزانی یا چریکی

1- استراتژی‌های نامعمول بازاریابی

2-کم هزینه باشد

3- قدرت تخیل بالا

بعد از بازاریابی چریکی چه اتفاقی می افتد؟

1- میخکوب کردن مشتریان

2-ایجاد تأثیری ماندگار

3- سروصدای فراوان بین مردم

 در بازاریابی چریکی هدف برانگیختن مشتری در سطحی شخصی‌تر و به‌ یادماندنی‌تر است.

چطور بفهمیم یک تبلیغ چریکی است؟

هر تبلیغ چریکی باید 2 شرط داشته باشد.

1-غیر منتظره

2- خلاق بودن

این 2 شرط باعث می شوند یک عکس العمل عاطفی در افراد اتفاق بیفتد.که معمولا هشت احساس زیر را بر می انگیزند.

عصبانیت، ترس، انزجار، غم، تعجب و حیرت، شادی، احساس گناه و شرم

6 مدل بازاریابی چریکی یا پارتیزانی

1#:گوریلا مارکتینگ خارجی یا محیطی(Ambient Media)

چیزی را در محیط بیرون، یک جوری به حوزه کسب و کارمان ربط بدهیم یا اضافه کردن چیزهایی به آنچه از قبل در محیط شهری وجود داشته است.

در واقع بجای بیلبوردهای متعارف بیایم و تبلیغمان را مثلا روي درپوش هاي فاضلاب در خیابان، در ایستگاه های اتوبوس،در بزرگراه هاچیزهایی که مخاطب شوکه شود و چیز کیف شود.

  • تبلیغ توپ های آدیداس در سایز بزرگ

  • بازاریابی چریکی به سبک بازاریابی محیطی توسط آدیداس

  • بازاریابی چریکی با تصویر بزرگ شده اولیور کان دروازه بان آلمانی

  • باز هم آدیداس!

  • باز هم آدیداس!

  • این بار از کیت کت

  • این بار از مارس

  • اتوبوس باغ وحش

  • این بار از کوکا کولا

این روش برای کسب و کارهایی که در مرحله آگاهی برند به سر می بردند بسیارمناسب است. از طریق بازاریابی محیطی می‌توان یک برند خاص را بدون آنکه بطور ویژه ومستقیم به تبلیغ محصول پرداخته شود، معرفی کرد.


2#:گوریلا مارکتینگ درونی(Ambient Media)

درست مانند بازاریابی چریکی خارجی ولی در مکان های داخلی مانند مترو، فروشگاه،دانشگاه و ساختمان های دیگر است. مثلا روی جعبه هاي پیتزا،دسته هاي چرخ دستي در سوپر مارکت ها،تسمه بار فرودگاه ها

یکی دیگر از شرکت‌هایی که به کمک تبلیغات خلاق، استراتژی بازاریابی خود را عملی کرده است. تابلو تبلیغاتی این شرکت که در معابر عمومی و ایستگاه‌های مترو نصب شده‌اند. به کمک نور چراغ‌هایی که به عنوان فلاش دوربین قرار گرفته‌اند، توجه عابران را به خود جلب می‌کند. تبلیغات خلاقانه این شرکت باعث شده است که هیچ عابری بی‌تفاوت از جلوی این تابلوی تبلیغاتی نگذرد.

شرکت فیتنس شرکتی است که در زمینه تناسب اندام و بدنسازی فعالیت دارد این شرکن تبلیغات خلاقانه چریکی خود را در کنار کارت ویزیت‌های خلاقانه انجام داد در این راستا شرکت‌های تناسب اندام فیتنس از طریق دستکاری میله‌ی دستگیره وسایل نقلیه عمومی ذهن مشتری را درگیر می‌کرد  و ایده و طرحی نو و خلاقانه را اجرا کرد در این طرح خلاقانه شرکت با ستفاده از میله وزنه‌برداری به جای میله دستگیره مترو و اتوبوس توجه همه را جلب نمود و بی‌شک جلب توجه این قبیل تبلیغات علاوه بر ثبت  نام برند در ذهن مشتری، آن‌ها را ترغیب به آگاهی از این برند و کسب اطلاعات بیشتر می‌کند.

تسمه بار فرودگاه

بیمه دندان و بازاریابی چریکی

تبلیغ فیلم فرار از زندان

شرکت فورد و یک گوریلا مارکتینگ عالی


3#: بازاریابی جایگزینی (Alternative Marketing)

در این روش سعی می‌کنیم تا به روشی خلاقانه، محصولمان را جایگزین یک اِلِمانی در خیابان یا اتوبان یا دیوار منازل و… کنیم؛ به نحوی که این جایگزینی، هویت محصول یا خدمات ما را نشان دهد.

در این جا دوراسل (شرکت تولید کننده باتری) به گونه‌ای خلاقانه باتری (محصول) خود را جایگزین یک المانی در پله برقی کرده است، که کاربرد محصولش (برق‌رسانی) را نشان دهد:

 در این جا ویندکس (تولیدکننده شیشه پاک‌کن)، به گونه‌ای خلاقانه سعی کرده است که محصول خود را (شیشه پاک‌کن) جایگزین یک اِلِمانی (بخشی از شیشه‌ی ایستگاه اتوبوس) کند، به نحوی که نشانگر کاربرد محصولش باشد

چای لیپتون جایگزین ساک های دستی شده است


4#: بازاریابی کمینی(ambush Marketing)

بازاریابی کمینی (ambush marketing) یک شیوه‌ی جدید و مشهور بازاریابی چریکی است که آگاهی از یک برند را، از طریق روش‌های پنهانی افزایش می‌دهد.به این روش بازاریابی در مقر رویداد هم می گویند.

در این شیوه، مخاطبان رویدادهای در حال برگزاری – مانند کنسرت یا مسابقه ی فوتبال – را اهرمی برای ترفیع محصول یا خدمات به شیوه ای جذاب، قرار می دهند. در این روش اجرای کمپین معمولا بدون اجازه ی اسپانسر صورت می گیرد.

مثلا تبلیغ سامسونگ در ورزشگاه

شما در خانه مشغول تماشای تیم ورزشی محبوب خود هستید، تا اینکه متوجه چیزی می‌شوید: هر زمان که دوربین برای ثبت حرکات و واکنش‌های مربی تیم به بازی، روی او زوم می‌کند، یک گروه از افراد که تیشرت‌های متحدالشکلی پوشیده‌اند، درست پشت نیمکت بازیکنان و مربی نشسته‌اند. در آن هنگام، متوجه می‌شوید که – آنها برندی را تبلیغ و ترویج می‌کنند؛ برندی که به طور رسمی اسپانسر (حامی مالی) بازی نیست.

نمونه ای واضح از کمین درنده مقابله پپسی و کوکا کولا با یکدیگر در سال ۱۹۹۷ است.
 کمپانی پپسی به عنوان حامی رسمی جام جهانی ۱۹۹۷ آسیا معرفی شد. در همین حین کوکاکولا حق پخش تلویزیونی را از چنگ پپسی در آورد
 و به رغم مالکیت رسمی رویداد توسط پپسی، مخاطبان به کلی در مورد حامی اصلی جام جهانی گیج شدند.

کمپانی مرسدس بنز و ب ام و | مرسدس بنز در صدمین سالگرد تولد ب ام و، به این کمپانی تبریک گفت و با تبلیغات برای مجموعه خود، در رسانه های اجتماعی به موقعیت قابل توجهی دست یافت!


5#: گوریلا مارکتینگ تجربی(experiential Marketing)

در این روش کاری می‌کنیم که مخاطب، استفاده از محصول ما را تجربه کند.

 

مثلا شرکت IKEA، مبل‌های خود را در ایستگاه‌های اتوبوس گذاشته تا مردم از نزدیک آن را تجربه کنند، و خب بالاخره دیدن چنین صحنه‌ای جذاب است و قابلیت Viral شدن دارد:

گوشی سامسونگ و بازاریابی چریکی

سامسونگ برای حمایت از بازی‌های المپیک 2012، برند تجربی در تفرجگاه‌های مختلف اطراف لندن ایجاد کرد. از اواسط جولای تا اوابل سپتامبر در حال اجرا بود و بر روی گلکسیs3 و گلکسی نوت متمرکز شده بودند. بازدیدکنندگان می‌توانستند با گیم المپیک سامسونگ بازی کنند و یا اینکه عکس گرفته و بلافاصله تبدیل به یک نشان شخصی کنند. همچنین یک مسابقه ترتیب داده شد و گوشی گلکسیs3 و سفر به دور دنیا به عنوان جایزه در نظر گرفته شد. تجزیه و تحلیل‌ها نشان می‌داد که نیمی از بازدیدکنندگان بین شش تا ده دقیقه در استودیو سامسونگ به سر می‌برند و میانگین تعاملات هفت و چهل و پنج ثانیه بود. کسانی که به دنبال گوشی جدید در بازار بودند تعاملات به طور متوسط 8 دقیقه و 15 ثانیه بود. در بین این افراد بیش از یک سوم(35%) گفتند که به احتمال زیاد در خرید گوشی جدید سامسونگ را در نظر بگیرند.

 کلینیک چک آپ McStuffin
به منظور افزایش فروش کالاهای دیزنی یک برنامه تلویزیونی توسط این کلینیک ترتیب داده شد و در آن بهبودی دختر شش ساله‌ای را به وسیله‌ی اسباب‌بازی‌ها در درمانگاه خیالی‌ نشان دادند. کودکان در 10 دقیقه تجربه‌ی مجازی جالبی را کسب می‌کردند. آن‌ها منتظر می‌ماندند تا به نوبه‌ی خود با اسباب‌بازی‌ها بازی کنند، روی درها نقاشی بکشند و یا کلیپی که تلویزیون نشان می‌داد را ببینند. تقریبا 8000 کودک در این تجربه شرکت کردند و 75% آن‌ها به آن امتیاز عالی دادند. مهم‌تر از همه یک افزایش 5.3% در گرایش به خرید کالاهای دیزنی ایجاد شده بود.


6#:بازاریابی ویروسی (viral Marketing)

همان طور که یک ویروس، بین مردم منتقل می‌شود، در بازاریابی ویروسی سعی می‌کنیم تا اطلاعاتی مربوط به محصول، خدمات یا برندمان را بین مردم پخش کنیم؛ با این تفاوت که «خود مردم»، این اطلاعات را پخش می‌کنند (از شخصی به شخص دیگر، مثل یک ویروس منتقل می‌کنند).

مثال

اگر یادتان باشد، اوایل که تلفن‌های هوشمند HTC به بازار آمد، در انتهای پیامک کسانی که HTC داشتند، جمله‌ای نوشته می‌شد: «Sent from my HTC»

این جمله به صورت خودکار در انتهای پیامک‌ها قرار می‌گرفت و به نحوی، تلفن‌های همراه HTC را معرفی می‌کرد.

در سال ۱۹۹۹ نیز دنیل ماریک و ادواردو سانچز با استفاده از تکنیک‌های خلاقانه‌ای که از فرهنگ نسبتاً جدید اینترنت الگو گرفته شده بود، سر و صدای زیادی درباره‌ی فیلم جدید خود The Blair Witch Project به راه انداختند. این فیلم اولین نمونه از سبک فیلم‌های شبه مستند بود. آن‌ها تمام تلاش خود را کردند تا کل فیلم به مانند تصویر‌برداری اتفاقی از ماجراهایی واقعی به نظر برسد.

ماریک و سانچز ، همراه با موسسه‌ی Artisan کمپینی را ایجاد کردند که نشان دهد این فیلم واقعاً واقعی است. آن‌ها هم‌چنین در پشت‌پرده سایت به ظاهر مستقلی را راه‌اندازی کرده بودند که با انتشار اسرار نهان سناریوی وحشتناک گم شدن افراد واقعی، به شایعات فیلم دامن می‌زد. در ادامه نیز با عقد قرارداد با شرکت‌های تبلیغاتی، این شایعات را بیش از پیش در کانون توجه مردم قرار دادند.

نتیجه فوق‌العاده بود. فیلم با بودجه‌ی ۶۰ هزار دلاری فروشی نزدیک به ۲۵۰ میلیون دلار داشت! حتی تاثیر کمپین‌های تبلیغاتی به حدی بود که بسیاری از افراد پس از لو رفتن جریان تبلیغات هنوز غیر واقعی بودن آن را باور نمی‌کردند. اینترنت رسانه‌ای بود که توانست یک فیلم ترسناک را به پدیده‌ای ملی تبدیل کند.

شرکت اورابراش تولید کنندۀ لیسه‌های زبان است

لیسه‌هایی که بوی بد دهان را از بین می‌برند. کاملا با شما موافقم، اصلاً محصول جذابی به نظر نمی‌رسد؛ با این حال جالب است بدانید که ویدئوهای کانال یوتیوب این شرکت، نزدیک به 46 میلیون مرتبه دیده شده‌اند. خب، حتماً دوست دارید بدانید که چطور چنین چیزی ممکن شده است.

کلید این موفقیت زمانی خورد که عوامل بازاریابی این شرکت، برای معرفی محصول خود، تصمیم به تولید یک سریال هفتگی به نام «خاطرات یک زبان کثیف» کردند. و نتیجه شگفت انگیز بود. مردم عاشق این ویدئوها شده بودند. ویدئوهای جذاب و بامزه‌ای که دل هر مخاطبی را به دست می‌آوردند و در نتیجه، مردم آن‌ها را با هم به اشتراک می‌گذاشتند. و به کمک دست به دست شدن این ویدئوها بود که آن‌ها به مرور زمان، به موفقیتی که سزاوارش بودند، دست پیدا کردند.


چند نمونه بازاریابی چریکی در ایران

بازاریابی چریکی چیست

یک نمونه این نوع تبلیغات که البته تقریبا ناموفق بود، برای فیلم سینمایی به وقت شام، در پردیس سینمایی کوروش اتفاق افتاد.
 که در آن تبلیغ کنندگان با پوشیدن لباس های مبدل داعشی، باعث ترس و وحشت مردم شدند و منجر به عذرخواهی کارگردان و عوامل فیلم، از مردم شد.

بازاریابی چریکی - بازاریابی پارتیزانی

ماکارونی مانا و بازاریابی چریکی

شیپور و بازاریابی چریکی

فیلیمو و بازاریابی چریکی

بانک ملت و بازاریابی چریکی

سازمان آب و  بازاریابی چریکی


چند ویدیو جذاب بازاریابی چریکی یا پارتیزانی

یک.در این ویدئو برند لندرور با خلاقیت خود تبلیغاتی رو در سطح شهر راه انداخته که موجب به سر زبان ها افتادن این برند شد این ویدئو رو از دست وسعی کنید شما هم تو کسب و کارتون از خلاقیت خودتون استفاده کنین.


دو.شرکت تشک‌سازی Purple: در این ویدئو شخصیتی وجود دارد که درباره علت برتری تشک‌های Purple نسبت به دیگر برندها صحبت می کند



سه. ایده جالب  خروس برای تبلیغ یک رستوران از طریق بازاریابی چریکی

چهار.در سال ۲۰۱۰، شرکت خودرو سازی فولکس واگن، یک سُرسُره را در راهروی ایستگاه قطار در آلمان نصب کرد. به جای استفاده از پله برقی یا پله های معمولی، مسافران می توانستند از ابزاری که فولکس واگن نام آن را “the fast lane” یا “خط سریع” نام گذاشته بود استفاده کنند تا سریع تر به پایین برسند.


پنج: تیتر این ویدیو با شما

 


شش: فیلم علاالدین و دیزنی توسط بازاریابی چریکی

با سر و صدای فیلم علاالدین که جدیدا دیزنی در حال ساختن است ویدیوهایی در یوتیوب پخش شده مربوط به علاالدین در خیابان های آمریکا گرچه احتمال زیاد از سمت خود استودیوی دیزنی است چون این ویدیو هزینه زیادی داره ولی بعید نیست جوانان خلاقی این کار را برای معروف شدن انجام داده باشن ولی به هر صورت برد با استودیوی دیزنی و علاالدین است.


هفت:بازاریابی چریکی شرکت ADOBE با ظرفیت بازنشر گسترده تجربه یک روز خلاق! غافلگیر شدن مسافران اتوبوس از دیدن تصویر متفاوت خود در ایستگاه

هشت: بازاریابی چریکی شرکت کوکاکولا

نه: بازاریابی چریکی شرکت هواپیمایی klm

ده:این ویدیوی بازاریابی چریکی شرکت بری هست، تصمیشون این بود که صبح یکی از روزهای مردم لندن رو با کارهای خلاقانه و دوستانه تغییر بدن و روزشون رو بسازن که…


قوی‌ترین غریزه در ذهن یک بازاریاب چریک، یک تاجر چریک یا یک کارآفرین چریک، تفکر یاد گرفتن مداوم است.

جِی کُنراد لِوینسون
منابع مکمل :

 

و حالا یک سورپرایز برای شما:
دوره پرورش چریک فروش(بازاریابی و فروش بر اساس بازاریابی چریکی و پارتیزانی) ویژه بازار ایران به زودی به صورت غیر حضوری ارائه می گردد  فقط 20 نفر چریک فروش را در سال پرورش می دهیم و همه کس را برای این دوره قبول نمی کنیم. اگر دوست داری جزو 20 چریک فروش برتر ایران بشی از اینجا ثبت نام کن و پس از مصاحبه و آزمون در این دوره شرکت کن


یک خواهش: برای این مقاله زحمت زیادی کشیده شده است و چند روز کامل وقت من را گرفته است،اگر خوشتان آمد لطف کنید یک کامنت زیر این مقاله بنویسید تا خستگی من در برود و انگیزه و انرژی بیشتری برای ادامه محتوای خلاقانه داشته باشم.
اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما بخوانید

4 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • سلام
    ممنون از این مقاله زیبا و طولانی که معلوم است برایش خیلی زحمت کشیده اید.
    اگر ممکن است راهکارهایی را هم برای من که یک کسب و کار دارم و می خواهم از این روش بازاریابی استفاده کنم داشته باشید.
    بازهم از نوشته خوبتان تشکر می کنم.

    • سلام مسعود جان عزیز.ممنون از توجهت به این مقاله.خوشحالم که دوست داشتید. راجع به بازاریابی چریکی در کسب و کارتان شما باید دست بزارید روی بازاریابی ویروسی و دهان به دهان طوری که محتوای شما وایرال شود و جامعه هدف شما هم باید والدین باشند که بتوانید به آن ها نفوذ کنید،محتوای انیمیشن و طنزی که توسط اینفلوئنسرهای واقعی تولید می شود راحت تر وایرال می شوند و حتما از فضای اینستاگرام بهره ببرید.با کمی خلاقیت می توانید کسب و کارتان را برند کنید. البته اگر به صورت تخصصی می خواهید یک چریک فروش در حوزه خودتان شوید دوره پرورش چریک فروش به زودی شروع می شود و می توانید از طریق هیمن فرم بالا ثبت نام کنید تا در صورتی قبولی وارد این دوره شوید.

  • سلام آقای بهزادی عزیز!
    ما هم نام هستیم و از این بابت خوشوقتم. خیلی عالی بود. ما امروز باید جایی می رفتیم و من قرار بود توی یک ساعتی که فرصت داشتم ایمیل هام رو چک کنم و بقیه هم که اومدند بریم.
    اما من با ایمیل شما الان حدود دو ساعت و نیم هست که دارم سایت شما رو می بینم و هنوز تموم نشده. مطالبتون کاربردی و عالیه. این حرف رو یک وبگرد با سابقه داره می زنه که خودش بیش از 9 ساله که وبلاگ داره و با فضای امروز سایت های وردپرسی و اینترنتی آشناست.
    وقتی محصولت اصل باشه (همون طور که خودتون هم گفتید) باتجربه ها و اون هایی که کارشون همین باشه، می فهمند و از محصولاتتون استفاده می کنند. من چند پرسش در بارۀ بعضی موضوعات کسب و کار دارم که فکر می کنم بتونید کمکم کنید.
    اگر به جوابشون نرسیدم مزاحمتون می شم تا بپرسم. خیلی از این همه زحماتتون برای سایت قشنگ و پربارتون سپاس گزارم و باز هم بهتون سر می زنم. راستی هم دوره های رایگانتون رو دانلود کردم و هم کتاب از تون خریدم.
    اگر اجازه بدید اسمتون رو با آدرس سایت توی صفحۀ دوستان سایتم (دبیر فارسی dabirefarsi.com) ثبت کنم تا دوستان دیگه هم بتونند بیان و از مطالب جالب و مفیدتون استفاده کنند. منتظر جوابتون هستم. مانا و نویسا باشید.

    • سلام سعید جان. خیلی ممنونم ازت بابت اینکه فکر کنم رکورد طولانی ترین کامنت سایت رو زدی و واقعا انرژی گرفتم.
      چقدر خوشحالم که یک وبگرد با تجربه 9 ساله حسابی سایت منو شخم زده و یک حرفه ای در حوزه خودتون هستید.
      بهتون تبریک میگم که هم دوره ها را دانلود کردید و هم کتاب را. لطف کنید ادرس دقیقتون رو توی سایت به روز کنید بابت ارسال کتاب| یا از طریق تلگرام برای من ارسال کنید @mralgor
      من در خدمتتون هستم هر سوالی داشتید و بلد باشم پاسخ میدم.
      چه عالی سایتتون رو من قبلا دیدم و چقدر خوشحالم که شما جزو این سایت هستی و داری به دبیرها خدمت می کنی،خوشحال میشم و باعث افتخاره که سایت من رو ثبت کنید

      باز هم ازت ممنونم سعید جان بابت کامنت کامنتان!

پاسخی بگذارید